...

ولی یه واقعیتی رو می خوام بگم؛ تموم اون روزایی که سرم و می گرفتم بالا و با غرور می گفتم به هیچ کس نیاز ندارم، تموم وقتایی که تنهایی رفتم بستنی و قهوه خوردم، تموم ساعت هایی که رویا بافی کردم که تنهایی از پس همه چیز برمیام، تموم اون لحظه هایی که می ترسیدم یه کاری رو انجام بدم اما خب می دیدم هیچ‌ادمی نیست که دستم و بگیره و بگه نترس، تموم اون شبایی که قلبم از استرس و تنهایی تند می زد و جز من و من هیچ کس نبود، من فقط وانمود می کردم که نیاز ندارم کسی باشه. اما از عمق روح و وجودم نیاز داشتم کسی باشه که مطمئن باشم حواسش بهم هست و تنها نیستم.

#غمگینم
دیدگاه ها (۱)

https://wisgoon.com/pin/38970818/___/لایک شد بک میدم:)

یه پیشنهاد میکنم بهتهروقت هرکس ناراحتت کرد یه کلمه از چیزی ک...

:)

. . .

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹⁰ ( یک هفته بعد ) « ویو سوجین » سو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط